ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

از زمانیکه خودش ودنیای اطرافش را شناخته بود تنها تصورش از زندگی فقر و فقارت ونان در اوردن با زحمت ومشقت فراوان از راه نویسندگی بود.
رئوف خوب میدانست با هشت سر عائله ای که سرپرستی انها رابه عهده داشت اگریک روز دست از نوشتن داستان های کوتاه را ول کند کلاهش پس معرکه است وانروز به نان شبش محتاج خواهد بود اودر حالیکه به دستان پینه بسته اش وموهای جو گندمی خود که در هر روز برسپیدی ان افزوده میشد واز مقابل ائینه به ان خیره شده بود غرورلند کنان...

تصاویر تصادفی